X
تبلیغات
فرصتي براي نوشتن

فرصتي براي نوشتن

اخبار ودست نوشته ها

شور بخت تر از اقتصاد

شور بخت تر  از اقتصاد

 

گراني هاي يك ساله اخير نه به عنوان تورم كه به زعم بسياري از اقتصاد دانها مي توان از آن تعبير به جهش قيمتي كرد در اكثر حوزه ها مشهود وآشكار بود اين گراني ها از حوزه خودرو گرفته تا قيمت گوشت ولبنيات و اين اواخرهم  قيمت پسته را در برگرفت وحتي در مورد پسته منشا ترواش جك ها وبذله گويي هايي از ذوق وقريحه سرشار ايراني ها شد .قيمت ها سوار بر اسانسور بالا رفت تا از بلندي ها نظاره گر صفها خريد كالا باشد در اين ميان اما حوزه فرهنگ نيز حوزه اي بود كه از شوكهاي قيمتي بي نصيب نماند وافزايش قيمت ها بر وضعيت انتشار روزنامه ها تيرا‍‍‍ژ كتابها وضعيت چاپخانه ها تاثير گذاشت اين تاثير در حوزه فرهنگي اگر چه در كوتاه مدت مشهود نخواهد ماند اما در دراز مدت كمبود ها ي حوزه فرهنگ در حوزه هاي اجتماعي واقتصاد تاثير گذار  خواهد بود

پس بد نيست  هر چه سريعتر با با زنگري در اين حوزه در جهت تعالي وپيشرفت آن گام نهاد   

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 11:5  توسط نرگس یوسفی  | 

خدایا...برای تو می نویسم...

خدایا...برای تو می نویسم...

از میان اندک دوستانی که می پنداشتم دارم تنها تو ماندی برای  تنهایی های بی پایان...تنهایی ها را با این تن ها بودن ها ما را به...

بنده ناشکر و نافرمانت را همچنان دریاب که شانه هایش تکیده تر از همیشه زیر بار نامردیها و نامهربانیها  خم گشته...حرفت را نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند... اینجا چاهی پیدا نمی شود که سر  در آن فرو کنی و فریاد بزنی ...صداقت را سادگی می پندارند فروتنی را با تکبر پاسخ می دهندولبخند را با کینه...تا تو هستی باکی نیست بگذار خوش باشند...فقط تو تنهایم مگذار.مثل همیشه تومیهمانم کن به  لطف بی کرانت.

.به قول دوستی اینجا اگر گم شوی به جای آن که دنبالت بگردند فراموشت می کنند...تو مرا فراموش نکن

نقل  از وبلاگ یادداشتهای شبانه حمید امامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 15:1  توسط نرگس یوسفی  | 

سال نو است وهیچ چیز زیبا تر از  تغییر وتحول به سمت بهترین حال ها نیست هیچ چیز زیباتر از طروات گلهای اطلسی نیست که عطرشان را یواشکی از سر دیوار  خانه همسایه به اطراف می پراکنند  وهمه اینها هست که به زبان بی زبانی سال نو را به تو تبریک بگوید 

نگفتنها می رود تا شاید که  خانه انباشته ذهن پر از دغدغه ها را به سکوت سوق دهد سکوت شاید بهترین عیدی باشد چرا که نبی مکرم اسلام سکوت را راهی به سوی کمال عقل برشمرد حال تو بگذر از حکایت عجیب این زمانه غریب که حراف ترین آدمها را کامل ترین آدمها می داند 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 19:58  توسط نرگس یوسفی  | 

از شعرهاي مدح گونه شاعران كهن تا گزارش ويژه هاي روزنامه ها

 

 

از شعرهاي مدح گونه شاعران كهن  تا گزارش ويژه هاي روزنامه ها 

ديوان شاعران را كه جستجو مي كني در كنار همه زيبايي ها وهنر نمايي هاي قلم اگر نگويم هميشه، خيلي از اوقات به شعر هاي مدح گونه اي برمي خوري كه همه لطايف ديوان يك شاعر را به چالش مي كشد اگر نگويم همه شاعران شعراكثر شاعران از اين گزند در امان نمانده حتي شعرشاعران بزرگي چون سعدي از اين آفت بي نصيب نمانده اند

به عنوان مثال بوستان سعدي كه در آن ،اين شاعر بلند آوازه دنياي فاضله را مي جويد سعدي در اين كتاب دنيايي كه سعادت وروشني در آن جولان مي دهد و دنيايي كه آسمانش صاف وروشن است را ترسيم مي كند اما اين كتاب نيز با همه لطفي كه خواندنش دارد از آسيب مدح وشعر مدح گونه به دور نمانده  چنانكه سعدي در جايي از بوستان ناگزير به مدح اتابك محمد بن سعد ابوبكر مي پردازد وخطاب به اين پادشاه ودر وصف گشاده دستي او  اين گونه مي سرايد

به دست كرم آب دريا ببرد            به رفعت محل ثريا ببرد  

من هميشه د رجستجو وچرايي اين دليل بودم كه چرا شعروشاعران  با اين همه لطف لطافت برخي جاها اسير اين آسيب شده اند  مي رفتيم  پاي كرسي درس دكتر ف   مي نشستيم تا شايد جوابي بيابيم براي اين ذهن جستجو گر

اما دكتر ف كه به مدد حقوق ومستمري عضويت در هيات علمي دانشگاه از داشتن غم  نان وتنگي معيشت به دور بود هميشه بر شعر هاي مدح گونه شاعران مي تاخت وهيچ چيز را زشت تر وبدتر از اين نمي دانست كه شاعر قلمش را به مدح بيالايد

هرگاه  به اين دسته از شعر ها در ديوان شاعران بر مي خورديم اين اشعار را يكسره حذف مي  كرد وبدون چرا يي ،كنكاش وبازكاويي دلايل وجود مدح د ر شعر شاعران با حذف اين گونه اشعار  عطش اين  چرايي   را هميشه  در وجود مان زنده نگه داشت و يكسره به بدگويي از شاعران مداح مي پرداخت

 اما چرايي وجود مدح در شعر شاعران را شايد محمد اصفهاني بهتر دريافته بود آنگاه كه در آهنگ واسه نون واسه نون اگه اينو توبدوني، هنرمندانه درد هاي ديگري را به تصوير مي كشد

اما اين آسيب  هنوز آثار اهل قلم را آزار مي دهد  آنگاه كه گزارش هاي ويژه  در نشريات گوناگون ورنگارنگ به تحرير مي آيند انگار كه اين درد هيچ وقت تمامي ندارد ومي خواهد تا  هميشه تاريخ گريبانگير قلم به دستان اين سر زمين باشد اما اي كاش كسي بود و اين آسيب را از جايي  تدبير مي كرد

ويا اگر بگويم تدبير به حال اين وضع پيشكش حداقل اميد وارم كه آيندگان به عمق اين دغدغه پي ببرند و به برخي نوشته هاي قلم به دستان اين روزگار خرده نگيرند آنگونه كه آن استاد ارجمند غير واقع بينانه بر شعر شاعران خرده مي گرفت ومي تا خت

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 20:10  توسط نرگس یوسفی  | 

افزايش توليد به چه قيمتي

اخيرا ودر آستانه ميلاد امام رضا (ع)خبري مبني بر افزايش 50 درصدي توليدات يكي از كارخانجات بندرعباس در رسانه هاي مختلف منعكس شد

اما اي كاش اقاياني كه صحبت از اين موفقيت را به ميان آوردند  به بخارهاي صنعتي وخطرناك  كارخانه مورد نظر هم اشاره اي مي كردند ومي گفتند بخارهاي برخاسته از اين كارخانه چگونه سلامتي را تهديد مي كند واين بخارها ي خطرناك   چه بر سر ريه هاي كاركنان صنايع همجوار با اين كارخانه مي آورد .

كاركنان صنايع همجوار با اين كارخانه كه از بخارهاي خطرناك وآلوده  آن مستفيض مي شوند  طيفي دو هزار نفري از كارگران تا تحصيل كردگان دانشگاههاي صنعتي شريف وامير كبير را تشكيل مي دهند كه ريه هايشان ناخواسته بهاي  موفقيت كارخانه مذكور را پرداخت مي كند

اي كاش مي گفتند كه در كنار افزايش 50 درصدي توليدات اين كارخانه چه اقدامي  براي كاهش آلودگي وكاهش بخارهاي خطرناك  متصاعد شده از اين كار خانه كرده اند  تا بالاخره تكليفمان مشخص مي شد ودلمان خوش كه اين پيشرفت رنگ وروي توسعه پايدار دارد وهمه جانبه است

اگر چه در اين وانفسا افزايش 50درصدي توليدات يك كارخانه صنعتي دربندرعباس  يعني افزايش ظرفيت اشتغال واين خود مي تواند  اقدامي در خور تحسين باشد  اما اين مهم را همواره بايد مدنظرداشت كه قبل ازفكركردن به اشتغال انسانها بايد  سلامتيشان را دريابيم وتا دير نشده تاملي بايد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 18:58  توسط نرگس یوسفی  | 

      بيكاري روزها ونبود سر گرمي خواب شب را از چشمانم گرفته است باورت نمي شود شبها تا صبح بيدارم گاهي وقتها باورم نمي شود كه  اين خودم باشم كه به اين وضع گرفتار شده ام . اين صحبت يكي  از ساكنان اين شهراست پاي صحبت اونشستيم جواني  كه از خلا  برنامه هاي سالم فرهنگي در شهر مي ناليد افرا د ديگري نيز دراين گفتگو با ما همراه شدند يكي از خانم هاي خانه دار  با شنيدن اين صحبتها خدا را شاكر شد كه روزهاي كسالت آور فقط نيمي ا زخواب شبش را مختل مي كند وهنوز به سر نوشت نفر اول  وبيدار خوابي در تمام طول شب مبتلا نشده است .

اين  فقط سرنوشت قشري است كه  به دنبال برنامه هاي سالم فرهنگي هستند حالا شما تصور كنيد سرنوشت  اقشار ديگري كه به خاطر اين خلا ملال آور برنامه ها ي فرهنگي ماهواره را به عنوان تفريح خود برمي گزينند ودر هياهوي پوچ شبكه هاي آن گم مي شوند .

البته ناگفته نماند در كنار اين مسئله وجود برنامه هاي موردي ومناسبتي كافي است تا خداي نكرده شائبه اي زحمت سربازان فرهنگي را به زير سوال نبرد         كمبودنيرو در حوزه هاي فرهنگي واينكه تعداد اندك نيرو بايد بار سنگين هماهنگي محافل فرهنگي را بر دوش كشند ووقتي با اين همه مشكلات تازه دستمزد يك فرد شاغل  درحوزه فرهنگي برابري مي كند با نصف در آمد يك دستفروش آنوقت همين ها  كافيست تا نگاه احترام آميز به شاغلان عرصه فرهنگ پايدار باقي بماند اما اي كاش نگاه تيز بيني وقلب دلسوزي پيدا مي شد تا اينها را سامان دهد

خدامي داند  دلم مي گيرد وقتي كه مي بينم كميت وكيفيت برنامه هاي فرهنگي شهر مي توانست خيلي بهتر از اينها باشد دلم مي گيرد وقتي كه نوجواني را مي بينم كه در اوان جواني هويتش را گم كرده وعكس ها وبولتوث هاي نا پاك ذهن پاكش را اسير كرده وخدا مي داند كه چقدر غصه مي خورم

نوجوانان امروز بچه هاي خجالتي ديروز نيستند دسترسي به امكاناتي همچون ماهواره اينترنت وموبايل پشتوانه ي فرهنگي قوي را مي طلبد كه آنها را در مقابل تمييز دادن خوب از بد قوي كند وايجاد پشتوانه فرهنگي قوي جز با اجراي برنامه هاي فراگير اجتماعي وفرهنگي ميسر نمي شود ووقتي كه هجوم خاطرات نه چندان دور محاصره ام مي كند يادم مي ايد كه همين استانهاي همجوار استاني مثل يزد كه با گزينش فرهيختگان فرهنگي وديني وهنري  از سراسر كشور و دعوت هفتگي از آنان وتبليغات گسترده چگونه  طيف وسيعي از جوانان شهر را به پاي كرسي صحبت آنها مي كشاندند آنهم با طرح موضوعات جذابي همچون موضوع ازدواج جوانان وچه هنرمندانه يك جوان را با هويت ديني وفرهنگي ريشه دارش آشتي مي دادند

هنوز طعم شيرين حضور فرهيختگان فرهنگي وديني را در مكانهاي عمومي وسخنراني آنان در فضاهاي باز شهري را زير زبان مزمزه مي كنم وخدا مي داند كه چه قدر حسرت مي خورم كه اي كاش وصد  اي كاش مي شد ونگاه تيز بيني  با باز نگري ،كنكاش وآسيب شناسي  وهمچنين نياز سنجي  برنامه هاي فرهنگي شهر را رونق مي داد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 20:25  توسط نرگس یوسفی  | 

دردل یک هم استانی

درلابلای  هیاهو ها و مشکلات صنفی رسانه ها شهرستانها از یاد رفته اند درنای هفت رنج خبرنگاری ودر لابلای مشکلات گریبان  گیر مطبوعات خیلی چیزها فراموش شده اند  در این جا به ذکر یک نمونه اکتفا می کنیم نمونه کوچک این مسئله  انتقاد یک شهروند بشاگردی از عملکرد خبرنگاران استان است که متن آن  عینا در زیر می آید متن بر گرفته از وبلاگ ندای بشاگر نوشته حسین عیدی زاده است

خطاب به مسئولین محترم خبر گزاری  - خبر نگاری –روزنامه- و سایت های خبری استان

شهرستان بشاگرد با محرومیت چندین ساله ای که دارد و تاکنون هم با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند اما  رسانه ملی که وظیقه دارند مشکلات را به گوش مسئولین برسانند به مشکلات این منطقه توجهی نمیکنند. ،خبرهایی مانند : برداشت خرما ،باقلا،سیر،انار،سیب درختی از این نوع خبر را انعکاس میدهند، یا ورود آقای ..... به بشاگرد، اما از انعکاس دادن مشکلاتی که مردم با آن مواجه هستند خود داری میکنند.

چرا کسی به داد این روستاهای دور افتاده نمی رسد روستاهایی که از امکانات بیمارستانی - راه آسفالته -  مخابراتی و بهداشتی،مدارس،آب شرب و غیره خبری انعکاس داده نمیشود چرا باید خبرنگاران و دیگر مسئولین از جاهایی که مورد صحبت رده بالا ها و مورد توجه رسانه های تلویزیونی شده است خبر تهیه کنند  باید رسیدگی کنند در این روستاها خیلی ها بوده که جان سپردند چون دکتر نداشته و اگر هم داشته در حد دانشجویی بوده که هیچ از تشخیص نمیداند . اصلا کسی هست که به فریاد ما بی صداها برسد که فقط صدایمان را خودمان می شنویم یک راه آسفالت نداریم بیماری که از زور درد به خود می پیچد باید در دست انداز این جاده ها خود را به خارج از شهر برساند و یا پیرمرد و پیر زنی که دست و پایش درد می کند باید در چاله های این راهها تحمل کند و دم بر نزند تا کی باید این قدر بی عدالتی  باشد چرا کسی سعی نمی کند بیاید و از جوان های رشیدی که در روستا ها زندگی می کنند و مغز متفکر دارند امکانات در اختیارشان بگذارند تا او با خلاقیت خود برای مملکت خود تلاش کند و یا دکتر شود و یا پروفسور چرا این همه امکانات فقط باید در شهر باشد و ...... فقط شعار می دهند که برای ما همه یکسان هستند و همه برادر و خواهر هستیم به زبان بلی  ولی  به عمل خیر، آیا این ...... تا به حال به خانه های این روستایها سری زدند و پرسیدند د که شماها چی کم دارید و آیا در حد متوسط امکانات رفاهی دارید یا نه بیاید چشمان را بازکنید نه تنها به روستاهای بشاگرد بلکه به همه روستا ها دور افتاده توجه کنید و این قدر حواسمان به شهر نباشد  و برای یه ساعتی خودتاان را جای آنها بگذارید .

چرا باید مشکلات مردم بشاگرد به گوش مسئولین نرسد چرا باید برای انعکاس دادن مشکلات اساسی آنها خوداری کرد،مگر آنها ایرانی  و جزء این کشور نیستند،مگر انها حق زندگی کردن را ندارد.کی باید صدای مردم روستاهای بشاگرد به گوش مسئولین برسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 12:21  توسط نرگس یوسفی  | 

 

مي خواهم از برخي همكاران رسانه اي بگويم برخي از همكاران رسانه اي كه خبر هاي توليدي و آماده ديگران   را با حذف نام منبع واضافه كردن عناويني همچون " امروز در نشست خبري"به نام خود ورسانه معتبرشان درفضاي مجازي ومكتوب  درج مي كنند  وبي خيال همكاري كه اين خبر را توليد كرده

با اين توضيح پر واضح و مبرهن است كه همين همكاران مذكور  در  شمارش خبرنگاران فعال استان  به اشتباه  افتند وجز خود وجمع كوچك دوستان كسي را نبينند ودر كلام ورفتار وگفتار خود مستقيم وغير مستقيم اين گونه فكر كنند كه تعداد خبرنگاران استان به 10 نفر هم نمي رسد

وقتي كه خبر هاي توليدي ديگران را با نام خود ورسانه خود درج كني جاي تعجب نيست كه فكر كني فكر كني فقط فكر كني كه تعداد خبرنگاران استان به 10 نفر هم نمي رسد و تنها خود جز خبرنگاران فعال استان هستي

بي شك اگر سر خود را از زير برف بيرون آوريد ودر شمارش  ويژگي هاي خبرنگار فاكتور هاي ديگري غير از زبان آوري را لحاظ كنيد   قطعا با در نظر گرفتن ويژگي هايي همچون ذوق ،‌علاقه ،‌ميزان اخبار توليدي وسواد خبرنگاران بيشتري را خواهيد ديد كه در عرصه خبر اگر نگويم بيشتر از شما هستند كم از شما نيستند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 12:50  توسط نرگس یوسفی  | 

سيد محمدي رفت 

آخرين خبرها  حاكي است رييس سازمان جهاد كشاورزي هرمزگان پس از دوسال واندي تصدي در سمت رياست سازمان جهاد كشاورزي هرمزگان ازپست خود خدا حافظي كرده  واگر چه اين خبر هنوز به صورت رسمي در محافل خبري مطرح نشده اما شنيده ها حاكي است كه وي به سمت رياست سازمان جهاد كشاورزي يكي از استانها ي شمالي منصوب خواهد شد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 21:22  توسط نرگس یوسفی  | 

ايسنا هرمزگان تعطيل شد

نگاهي  صنفي اندر احوالات رسانه ها

ايسنا هرمزگان تعطيل شد خبر به همين راحتي در رسانه ها مي پيچد آب هم از آب تكان نمي خورد چراكه ما داعيان داران فرهنگ هستيم چراكه بني آدم اعضاي يكديگرند  كار اين يك دفتر  به تعطيلي كشيده شد و آيا كسي خواهد پرسيد اوضاع كلي ساير دفاتر  خبري اين شهر چگونه است حالمان  خوب است حال  رسانه هاي استان  خوب است وروزها پر است از  رنگ هاي غمگين

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 15:37  توسط نرگس یوسفی  |